قانون دو معنی دارد:

1-قانون - {قانون مطلق} یا {خاص} - متن یا نوشته که رسمی است (نص) همان مقام رسمی قانون است.

2- قاعده حقوقی - {مفاد قانون} - مفهوم یا مضمون قانون «قاعده حقوقی» نام دارد.

تکمیل:«قاعده ی حقوقی» قاعده ی کلی و الزام آوری است که به منظور ایجاد نظم واستقرارعدالت بر زندگی اجتماعی انسان حکومت می کند و اجرای آن از طرف دولت تضمین می شود.

الزام شوهر به پرداخت نفقه جنبه حقوقی است و حکم مطرح شده قاعده حقوقی است.

ارکان قاعده حقوقی:

1-موضوع :{انسان-اموال- رفتار-اشیاء}

2-حکم

3- اِسناد-رابطه اِسنادی {ایجابی یا مثبت}-{سلبی یا منفی}

توضیح:

موضوع : شامل شخص حقیقی - شخص حقیقی (شخصیت اعتباری و فرضی که طبق اساسنامه یا قانون پدید می آید} می باشد که هویت -نام - تکالیف - اقامتگاه - تابعیت  - تولد و مرگ دارند که فقط در شخص حقوقی زاد و ولد ندارد. دولت یک شخص حقوقی است که توسط قانون اساسی پدید می آید. شرح کامل نحوه تاسیس شخصیت حقوقی در ماده 20قانون تجارت ذکر شده است.

همچنین طبق ماده 588 قانون تجارت- 588 (ق.ت) چنین عنوان می شود.

شخص حقوقي مي تواند داراي كليه حقوق و تكاليفي شود كه قانون براي افراد قائل است مگرحقوق و وظايفي كه بالطبيعه فقط انسان ممكن است داراي آن باشد مانند حقوق و وظايف ابوت نبوت و امثال ذلك . 

رفتار در انسان موجب حقوق کیفری (جرم انگاری ) می شود.

مثال برای ارکان قاعده حقوقی:

مثال مدنی: ماده 30 (ق.م)

مالک ، حق هرگونه تصرف در مال خود را ، دارا است.

مالک: موضوع

حکم: حق هرگونه تصرف در مال خود

 رابطه اسنادی : دارا است - (ازنوع ایجابی)

قاعده حقوقی ماده 30(ق.م) از تسلیط در فقه اخذ شده است که بیان می دارد:

الناس مسلطون علی اموالهم - ( مردم بر اموال خود مسلط هستند)

قاعده حقوقی همان ماده قانون 30(ق.م) می باشد ولی اگر به فقه اسناد شود به آن قاعده فقهی می گویند.

مثال قاعده حقوقی در امور کیفری:ماده ۲۰۹ قانون مجازات اسلامی -(۲۰۹  ق.م.ا)

قتل عمد، موجب قصاص نفس، است.

موضوع: قتل(رفتار)-نکته (عمد) در اینجا قید موضوع می باشد.

حکم:موجب قصاص

رابطه اسنادی:است- (رابطه اسنادی ایجابی)

--------------------

هدف قواعد حقوقی:

1-ایجاد نظم اجتماعی

2-گسترش عدالت

3-تامین آسایش

-----------------------

*- حال آیا منظور، آسایش فرد است یا آسایش جامعه؟ دانشمندان به دو دسته تقسیم شده‌اند:

1-طرفداران حقوق فردی یا «اصالت فرد» 

(آزادی اشخاص با اجتماع تعارض نداشته باشد و دولت در این نظریه محدود به نظارت است)

2-طرفداران حقوق اجتماعی یا «اصالت اجتماعی»

(کاملا دولتی است و در این نظریه وضع اشخاص بوسیله قوانین و عرف و عادت معین می‌شود و جنبه‌ی امری و اجباری دارد.)- اصالت با فرد نیست و منافع جمعی ارجع است.

---------------------------------------------------
انتقاد:
قدرت بی‌انتهای دولت و ناچیز شمردن حقوق فردی خطرناك و زیان‌آور است و همیشه احتمال دارد حقوق اشخاص بازیچه‌ی طبقه‌ی حاكم قرار گیرد و وقتی قانونگذاری در اختیار دولت قرار گیرد تضمینی برای آسایش ملت وجود ندارد. در این نظریه حق، موهبت الهی نیست بلكه یك امتیاز است كه برای حفظ منافع عمومی به انسان داده شده است و ماده‌ی 132 قانون مدنی موید همین مطلب است. این ماده مقرر می‌دارد: «كسی نمیتواند در ملك خود تصرفی كند كه مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی كه به قدر متعارف و برای رفع حاجت وی یا رفع ضرر باشد». لذا هیچ كس نمی‌تواند از حق خود به ضرر دیگری استفاده كند.

---------------------------------------------------------------------------------

4ویژگی قاعده حقوقی:

1- الزام آور بودن- (مرم مکلف به پیروی از آن هستند)

2-داشتن ضمانت اجرا از سوی دولت - (دولت اجرای آن را با قوانین و طرح دعوا در مراجع قانونی تضمین می کند)

3-کلی و عمومی بودن - (بدون توجه به خصوصیات فردی اشخاص برای همه مردم باشد)

4-اجتماعی بودن- ( هدف آن ایجاد نظم و تنظیم روابط اجتماعی است)

---------------------------------------------

وسایل اجبار و ضمانت اجرا قاعده حقوقی در دست دولت چیست؟

1-کیفر متجاوز

اجرای مستقیم قاعده

3-بطلان عمل حقوقی

4-مسئولیت مدنی

--------------------------------------------------------------

قوانین و قواعد حقوقی 2شکل دارند:

1-آمری(آمره)-اراده در آن نافذ نیست .توافق بر خلاف آن باطل و بی اثر است.

مانند: ارث-خانواده- آئین دادرسی کیفری

2-تکمیلی- اراده اشخاص موثر است و توافق در صورت نداشتن توافق خاصی بین اشخاص  می توان بر خلاف آن توافق کرد.

توافق فی مابین مقدم بر قانون است.

----------------------------------------------------------------------------------------------

مثال برای قاعده امری:

زمین موات،شهری قابل تملک خصوصی،نیست.(امری)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

مثال برای قاعده تکمیلی:

محل اجرای تعهدات ناشی از قرار داد همان محل وقوع عقد است (تکمیلی) مگر بین متعاقدین (متعاملین) محل دیگری در ضمن عقد معین گردد.

---------------------------------------------

---چند اصطلاح حقوقی

حق/تکلیف مبنای اقامه دعوا در مراجع قانونی است.

ذینفع{خواهان(مدنی)/شاکی(کیفری)}            ذیحق{ خوانده(مدنی)/ متشاکی(کیفری)}

حق همواره دچار دو حالت برای شکایت می شود:1-تضییع      2- انکار

عقد بیع (خرید و فروش) شامل مبیع(کالا)-ثمن(مبلغ کالا)-بایع(فروشنده) - بین(خریدار)

اجرا توسط دولت به 3شکل حکم قطعی قانونی صورت می گیرد:

1- اجرا مستقیم قاعده حقوقی(خلع ید-استرداد مال)

2- کیفر

3-بطلان عمل حقوقی